لطفا کمی صبر کنید

با مسعود در میهمانی شبانه در باغ آشنا شدم و ...

رکنا: به اصرار دوستم، همراه او به باغ یکی از آشنایانشان رفتم. دوست‌های احسان با‌کلاس بودند. آن روز چند ساعتی گل گفتیم…