لطفا کمی صبر کنید

گریز به سوی هویت خویشتن

«از کدام بگویم؟ از کودکی از دست رفته‌ام؟ از نوجوانی تباه شده‌ام؟ از جوانی‌ بدون جوانی‌ام کودکی‌ام در حسرت گذشت، حسرت‌های کودکانه، حسرت بازی در حلقه دخترکان خردسال در کوچه‌های محله. حسرت مقنعه و کفش‌های پر زرق‌وبرق دخترانه، حسرت گوشواره و گردنبند دختر همسایه، حسرت زیستن و نفس کشیدن در کنار کسانی که می‌دانی از آنها هستی، اما آنها تو را از خود نمی‌دانند.